تبليغاتX
بچه ایرونی اصیل به این می گن!
کتاب را می بندم. سمت تلویزیون می روم . آن را خاموش می کنم. به خدا فکر می کنم و آرزوی در دلم.

پتو و بالش را در جایی قرار می دهم و تنم را بروی آن پرتاب می کنم. باز بهش فکر می کنم. به روزهایی

که باهم بودیم . به نگاهش فکر می کنم. به چند تار گیسوی سیاه ... . به رویای بلند پروازانه ام. به چهره

سرد و گرم و پر اعتمادش و به دلی که راه زبانش بند آمده و هزار معما و احساس را در خود جای داده بدون

ابرازش. رویای نیمه شب غریب دل . انگار برزخ میان دنیا و آخرت زودتر فرا رسیده است.
 
+ نوشته شده در جمعه 24 خرداد1387ساعت 14:31 توسط سید علیرضا |

"و این مردم همه یک دین و متفق الکلمه یک امت شمایند و من یگانه

خدای شمایم پس ازمن بترسید."(سوره مومنون)

و قتی به این آیه و آیه های بعد خوب بنگری متوجه انحطاط و ضعفی که ما وجامعه

به آن دچار شده است را می بینی. تفرق و تشتت و تفرقه بین افراد جامعه و حتی

بزرگان به قدری زیاد است که گاهی ما هم با خواندن این گفته خدا به وحشت

می افتیم. آنگاه که خداوند افرادی را که متفرق و فرقه فرقه شده اند به روز قیامت

که روزی سخت برای آنان خواهد بود حواله می دهد. البته اختلاف نظر همیشه

هست ولی دورشدن افراد ازهم و نوعی تضاد که به تعبیر خداوند از حالت امت

بودن خارج می شوند نکته مهمی است. بنابراین خداوند انسانها را به نزدیکی و دور

ریختن کینه ها و وحدت فرا می خواند و اینکه افراد مسلمان با هر نظر وعقیده ای

ومرامی زیر چتر امت واحده هستند و خداوند آنها هم یکی است که باید از او

ترسید. مقوله ترس از خداوند هم بسیار مبحث مفصلی است و یکی از چیزهایی

که باعث می شود افراد جامعه به گناه کشیده نشوند ترس از خدا و روی آوردن

به او است.

شاید عدم ترس از خداوند بسیاری از افراد جامعه را به تفرق و جدایی و دور کردن

افراد از هم کرده باشد. چیزی که در جامعه امروز ما مشهود است. جدایی افراد و

به وجود آوردن تفرقه و اختلافات بنیادی بین افراد و اختلافات عمیق  که بعضی از

حاکمان در این امر مقصر بوده اند. جدا کردن افراد ازهم که زمانی با هم بودند و از

یک پوست وخون وکشور  هستند و درانداختن انان با هم . پدیده ای که از لحاظ

جامعه شناسی بسیار هشداردهنده است.

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 0:12 توسط سید علیرضا |

 

کلمه لاااله الا الله یعنی ابراز به ناتوانی خویش در برابر جریانات خلقت و تمام مخلوقاتی

 

که خداوند آفریده است . یعنی اظهار عجز نسبت به وجودی که ظاهرا موجود نیست ولی

 

اگربا دل بنگری حسش می کنی. یعنی عدم وابستگی و دلبستگی به هر چه غیر اوست

 

یعنی شکستن "من" ها و " ما " ها و بتهای درونی و بیرونی ، تمام سرگرمیهای چند

 

روزه ، پرستش خدایگان دروغین .

 

کلمه لا اله الا الله یعنی جز او نیست که اگر جز او باشد خانه دل ویران است ، که

 

اگر جز او باشد تمام تلاشها و اعمال ما ، دوندگی ما ، خنده و گریه ما و نگاه ما

 

بیهوده است : آیا انسان چیزی را می خواهد که اعتباری و زود گذر است؟

 

کلمه لا اله الا الله یعنی توبه ، اعتراف به اشتباهاتی که مرتکب شدیم، یعنی

 

باز گشت از راهی که جز او را می خواستیم ،  یعنی غفلت از منبع و قدرتی که در

 

لحظه گناه هوای دیگری در سر داشتیم و دست به دامان آتشی که زبانه تا عمق جان

 

می کشید.

 

کلمه لااله الاالله یعنی یوسف مانده به چاه ِ صحرای بی آب و علف ِ تشنه ، که دستانش

 

بلند است نگاهش به کورسوی امیدی و نوری که تنها می تابد، رشته طنابی که درتاریکی

 

می جوید تا بگیرد. دور مانده از دستان پر محبت و نگاه عشق آلود  پدری و آیا  به

 

عزیزی مصر میرسد؟

 

لا گفتن به نداهای درونی که تو را به چیزی غیر او و رضایت او فرا میخوانند ،

 

لا گفتن به لیلاهایی که تو را میکشانند به جایی که دیگر مجنون نیستی ، ساده ای

 

گم کرده راه ِمعمولی بی هیچ جذابیتی که دلت را آرام کند. نه گفتن به افکار وحشیانه

 

گناهانی که آمده اند تا ثابت کنند غیر او هم میشود در فکر و ذهن بود و در این

 

کشمکش یاد او  و یاد  دروغ و تهمت و غیبت و شهوت و ناامیدی و

 

حسادت و... ، می آیم ومی گویم لا اله الا الله . 

+ نوشته شده در سه شنبه 11 دی1386ساعت 23:19 توسط سید علیرضا

 

درباره غدیر چه می توان گفت جز اینکه با ورق زدن اوراق تاریخ

به جایی می رسی که دیگر انگار زمان نمی خواست ۷۰ روز دیگر ادامه پیدا کند.

در حجی که نوای آسمانی من کنت مولاه بلند شد ۷۰ روز گذشت  

رحمت عالمین رفت و  روزهای خوش وحدت تمام شد  . زمانی رسید که

اولین بدعت را بشر ( شایدهم بزرگترین) تجربه کرد و از حقیقت به سادگی

گذرکردند و شاید هم چشم بستن بر حقیقت از این زمان شروع شد. دنیا طلبان

پی دنیا زیر سقیفه آرام گرفتند و حقیقت خواهان عدالت جویان پی تابوت رهبر

گریستند. حضرت فاطمه توصیه کرد فرزندان من خطبه غدیر را حفظ کنید تا مانند

چراغی راهنمایتان باشد و غدیر بزرگ زنده ماند و چون خواری بر چشم حسودان

و زر و زور و تزویر خواهان فرومی رود. اما هنوز جدال ادامه دارد. جدال بر سر

دنیایی که رستگاری علی رهایی از آن بود.

+ نوشته شده در شنبه 8 دی1386ساعت 0:38 توسط سید علیرضا

روزی خطی با یک ستاره گفتگو می کرد:

- بابا من مشکل دارم. چرا نمی فهمی؟

* مشکل.....(لبخند معنی دار) مثلا چی؟

- یعنی نمی دانم.

* خوب این نمیدانم مشکل همه ماست از زمان سقراط...(حرفش را قطع می کند)

- نه، یعنی نمی دانم چرا این مشکلات تاریخی بزرگ هنوز گریبانگیر ماست.

چرا این مسایل تاریخی حل نمی شود تا کی باید ما در این مسایل درجا بزنیم.

* اوه، خیلی تند رفتی، از چی حرفی می زنی؟ همینه که هست. چی مثلا کم

داری . خونه که داری، درسم که خوندی خوب دیگه مشکل تاریخیت چیه؟

-همین دیگه اینکه همیشه حرف خودمونو می زنیم، فکر میکنیم حرف ما همیشه

درسته بقیه رو بوق هم حساب نمی کنیم اصلا بقیه چیکارن. خدا نکنه به جایی،

 به پست و مقامی  برسیم که حساب بقیه رسیده شده. اصلا مشورت کیلو چنده؟

* خوب دیگه نظر دیگری  ندارین ؟ پیشنهاد دیگه ندارین. بابا برو دنبال زندگیت،

کارتو بکن، به این چیزا چیکار داری. خوب گیرم درست، حالا اینا یه دفعه که

درست نمیشه با حرف هم چیزی عوض نمیشه. اینا، این مردم میرن، میان، دعوا

می کنن، قهر میکنند آشتی می کنند تو سر هم میزنند، خوب میشن بد میشن، بشر

همینه دیگه!

- نه تو نمیفهمی همون اول هم گفتم. مشورت کردن. چرا ما فقط به خودمون فکر

می کنیم ؟چرا بقیه رو دست کم میگیریم. آخه این زندگی ارزش یه کم پرواز از

این تکراری بودن رو نداره؟ بابا خسته نمیشن از این نگاهای تکراری. از این

رانندگی بی عبور. از این رفت و آمده همیشگی. این مشکلات انسان امروزه.

بی صبری و بی طا قتی. خشونت.عدم درک همدیگر، خود بینی.

* خوب فکر کردی اینا رو فقط خودت میدونی . تازه کاشف به عمل آوردی. بعدم

چه ربطی به تاریخ داره.

- تا کی موروث نکات منفی دیگران و عدم تولید نکات مثبت دیگران هستیم. چرا

چیزای منفی مسری است، به سرعت پخش میشه، ولی نکات مثبت عقیم میشه .

این دور تسلسل منفی تا کی؟ بالاخره کجاباید قطع بشه؟ چرا فکر می کنیم

علامه دهریم. چرا به موقع تصمیم درست نمی گیریم و وقتی سرمون به سنگ

می خوره تازه یاد یار گمگشته رو می کنیم .چرا....

*سرش را میگیرد ، کمی فشار میدهد و وقتی دستش را بر می دارد پیشانیش قرمز

شده .چایی را آرام به لبانش نزدیک میکند ، آنرا تلخ  می نوشد و دست به زیر

چانه با ابروی بالا انداخته شده به فردا فکر میکند.

  

 

+ نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 22:33 توسط سید علیرضا

 

فیلم پدر سالارو که نگاه می کردم واقعا به این مطلب پی بردم که

 

 این سریال روضه ای هست بر جنازه تاریخ پدرسالاری در کشور

 

 ما.  چون که تاریخ این جور حکمرانی( فارغ از هرگونه قضاوتی )

 

 در خانواده ها تمام شده. این طور که پدره در هر کاری دخالت کند .

 

البته یه رگه هایی هست که اگر این انتظاراز مردها نباشه دیگه فاتحه!

 

 بالاخره باید حدود معلوم بشه نه به اون سردی سرد و نه به اون گرمی گرم.

 

خلاصه سریالی جذاب پر از داستانهای خاله زنکی جذاب برا خانومایی

 

که در حال درست کردن غذا و سبزی پاک کردن  لذتی هم ببرند.  الان اینقدر

 

وضع خرابه که آقایان محترم و مظلوم زیر یوغ بچه و مادرش در حال

 

جان سپردن هستند . احترامها ازبین رفته و دوران بچه سالاری رسیده

 

بعضی آقایان هم عمدا خودشان را شبیه زنان می کنند و در واقع ظاهرا

 

مردند ولی متاسفانه زنیاسیون شده اند .بعضی  زنان محترم که به دلایلی

 

که گفتنش مقدور نیست و با فنون منحصر به فردشان دل آقایان را می برند و

 

 باعث انحرافاتی می شوند  که البته از این جهت انتقاد هم به برخی از ذکور

 

محترم هم وارد است.  از طرف دیگر  مطمئنا دخالتهای بی مورد آن هم در این دوره

 

زمانه جواب نمی دهد و از آن طرف بی عملی و بی ارادگی هم مورد قبول نیست

 

بنابراین  رعایت این مرز ظریف مهم است. ما هم که با سیاست کاری نداریم

 

ولی به روح دیکتاتوری لعنت می فرستیم ( بشمار....) و آرزومندیم

 

مردمسالاری در تمام شئون زندگی نهادینه شود و همه انشا الله حقوق از

 

دست رفته و یا از قبل نبوده شان را بدست آورند.

 

 نکته دیگری که جلب توجه می کند نوع آرایشی است که بازیگران زن دارند

 

 وبه نظر میرسد که برخی خطوط قرمز که در آن مقطع رعایت میشده با الان 

 

 کمی تفاوت دارد و امروزرسانه ملی سختگیری بیشتری می کند که امیدواریم

 

 به فضل الهی هر آنچه مصلحت مردم و مسئولین و تهیه کنندگان و تولیدکنندگان

 

 عزیز است درمورد خطوط قرمز و یا هر مسئله دیگری در نظر گرفته شود .  

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 28 آذر1386ساعت 18:37 توسط سید علیرضا